بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقاله ای از احمد رمضانپور نرگسی در خصوص حقوق بشر - اسفندماه 1389

منشاء پیدایش حقوق بشر و مبانی آن

چکیده

حقوق بشر مفهوم نوینی است که پس از جنگ جهانی دوم به وجود آمده است. تفاسیر و برداشت های مختلف از آن در اقلیم های جغرافیایی و فرهنگی موجب مجادلات در باب حقوق بشر گردیده است. جهان امروز در پارادیم های متضاد در باب حقیقت اخلاقی، در تأثیر و تأثر متقابل، جهان بینی های

بی شماری را ایجاد می کند که گاه با تعاریف رایج از حقوق بشر مغایر می باشد، به نظر می رسد هر یک از برداشت های رایج در باب حقوق بشر به لحاظ فرهنگی و اخلاقی کثرت گراست و عناصر سازنده آن به سنت فلسفی و فرهنگی جوامع مختلف بستگی دارد. هدف این مقاله آن است که برخی از برداشت های رایج حقوق بشر امروزی را مورد بررسی قرار دهد.

از این منظر توصیف خواهد شد که چگونه فرهنگ های مختلف با نگاه اخلاقی خود حقوق بشر را تعریف می کنند؟ استدلال من این خواهد بود که فرهنگ ها، برداشتی کاملاً متفاوت اما با اعتباری یکسان به حقوق بشر نگاه می کنند. بدین منظور چهارچوب مقاله در غالب برداشت شرقی و به ویژه نظرات اندیشمندان ایرانی به بررسی موضوع می پردازد.

واژگان کلیدی: حقوق بشر، اسلام، غرب، ادیان الهی، اعلامیه ها.

مقدمه

یک جامعه با گردهمایی افراد و گروه ها و برقراری ارتباط میان افراد آن به وجود می آید ، جامعه امروز جهانی نیز در بر دارنده روابط گسترده میان افراد می باشد . بنابراین احتیاج به ساماندهی داشته به گونه ای که تمامی نیازهای انسانی و منافع او تامین گردد و آنچه باعث تحقق این مهم می گردد ، ضرورت وجود قانون و حکومت به عنوان عنصر قدرت است . وجود قانون موجب می گردد تا صاحبان قدرت و حکومت ، سیاست ها و برنامه های اداره جامعه را به گونه ای پیش ببرند که منابع ارزشمند جامعه به طور یکسان میان اقشار جامعه تقسیم و توزیع عادلانه گردد .

این حس نیاز در طول تاریخ بشر ، همواره بر اساس حق و عدالت همراه بوده است ، از جمله حقوق آن برابری و مساوات ، آزادی عقیده ، آزادی بیان و قلم  ، آزادی احزاب و انجمن ها ، حفظ کرامت انسانی ، امنیت در ابعاد مختلف جانی ، شغلی ، اقتصادی ، قضایی و ... است که همه آنها پایه حیات جامعه انسانی را شکل می دهند تا بر اساس آن ، افراد بتوانند اولاً از عزت و سربلندی مواهب طبیعت به طور مساوی برخوردار شوند ثانیاً نسبت به حفظ جان ، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشد و ثالثاً بدون دغدغه خاطر استعدادهای خویش را به کار اندازند و تمایلات و ... تمنیات خویش را ارضاء نمایند .

از آن جهت که موضوع حقوق بشر ، انسان است لذا می توان گفت که حقوق بشر مقید به هیچ حد و مرز جغرافیایی ، نژادی ، مذهبی و طبقاتی نیست و تمام کانون های قدرت در همه جای دنیا باید در مقابل آن خاضع و تسلیم باشند و گفتمان حقوق بشر و مناسبات آن با فرهنگ و تمدن های دیروز و امروز جهان نیز گفتمانی است جدی و مسئولیت آفرین ، که بی توجهی به آن ضایعات و تشویش های فراوانی در سطح داخلی و بین المللی به بار می نشاند و متفکران را به چالش فرا می خواند .

همواره شکاف و فاصله طبقاتی افراد و جامعه در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی به حدی عمیق و پیچیده بوده است که عموماً همبستگی اجتماعی و حس عدالت خواهی مردم و حقوق آنان توسط حاکمان دستخوش خطر بوده است به طوری که در طول تاریخ بیشترین صدمات وارده بر حقوق بشر از سوی صاحبان قدرت بوده است .

متاسفانه تهدید ، ناامنی ، فقر ، گرسنگی ، تجاوز ، قتل و نسل کشی انسان علیه انسان ، حلقه بغرنجی در تاریخ جامعه بشری به وجود آورده که آثار سوء آن همچنان درد بی علاج جوامع و ملت ها به حساب می آید ، به همین منظور شاید یکی از بزرگ ترین پیروزی های بشر در جهان امروز در جهت استیفای حقوق انسانی ، صدور اعلامیه ها و منشورهای جهانی حقوق بشر می باشد .

در این مقاله تلاش خواهد شد ابتدا تعاریفی از حقوق بشر ارائه و سپس زمینه های تاریخی آن به طور اختصار مورد بررسی قرار گیرد .

تعاریف حقوق بشر

موقعیت محوری انسان در زندگی فردی و اجتماعی شرایطی را به وجود می آورد تا او دارای حقوق و تکالیفی باشد که اصطلاحاً به آن حقوق بشر می گویند .

البته نمی شود از حقوق بشر تعریف خاصی ارائه نمود زیرا در این زمینه اختلاف نظر شدیدی وجود دارد و تاکنون تعریف واحدی از حقوق بشر به عمل نیامده است اما در پاره ای از این حقوق اختلافی نیست فرضاً همگی به این اعتقادند که انسان حق حیات دارد و کسی بدون مجوز قانونی، حق کشتن فردی را ندارد به هر حال در اینکه انسان بطور فطری و طبیعی دارای حقوقی است باید محترم شمرده شود . حقوق ، انواع و تعاریف مختلفی دارد ، مانند تعریف هستی شناختی   ، تعریف سیاسی و تعریف حقوقی حقوق بشر .

هستی شناختی   ، حقوق بشر ، با تبیین جایگاه آزادی به عنوان حق ، در رابطه انسان و مردم قابل تعریف است در تعریف سیاسی حقوق بشر مفهوم روابط دوگانه فرد انسان با قدرت حاکم و اصالت فرد و اصالت جامعه مورد بررسی قرار می گیرد .

در تعریف حقوقی ، حقوق بشر عبارت از مجموعه امتیازات متعلق به افراد یک جامعه و مقرر در قواعد موضوعه است که افراد ، به اعتبار انسان بودن و در روابط خود با دیگر افراد جامعه و با قدرت حاکم ، با تضمینات و حمایت های لازم ، از آن برخوردار می باشند .

در این تعریف حقوق و امتیازات انسانی اعم از (آزادی – استقلال   ) ، (حق دادخواهی)   در مقابل تجاوزات فردی و حق (آزادی – مقاومت)   برای مقابله با تجاوزات و همچنین حق برخورداری انسان از امکانات زندگی جهت تامین همه نیازهای اجتماعی به صورت مبادله استعدادهای فعال در روابط متقابل فردی و اجتماعی و نهادهای حکومتی مد نظر است که این نیازها اصطلاحاً (حق – مطالبات)   نامیده می شوند . (هاشمی ، 84 :12)

زمینه های تاریخی حقوق بشر

برخی از نویسندگان تاریخ حقوق بشر را به دو هزار سال قبل از میلاد نسبت می دهند و برخی دیگر نیز اعتقاد دارند که در اواسط قرن بیستم یعنی چهار هزار سال بعد حقوق بشر قابل درک است .

تاریخ گذشته بشریت حکایت از سلطه خود خواهانه افراد قوی بر افراد ضعیف داشته به طوری که افراد و گروه های قوی تر در طبقات بالاتر و در جایگاه های برتری قرار می گرفتند و بدین ترتیب فرهنگ زورمداری در جامعه رواج پیدا نمود و منزلت ذاتی و کرامت انسانی به اعتبار این برتری ، آسیب پذیر گردید تا جایی که بعضاً نظام طبقاتی را مورد تائید قرار داده اند .

اما همواره در طول تاریخ مبارزانی در جهت عدالت خواهی و ظلم ستیزی جهت حفظ حقوق اساسی انسان ها در دفع ظلم و ستم گام های مهمی برداشته اند و علاوه بر این تعالیم پیامبران الهی از حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص) به فرمان خداوند سبحان بشریت را برای اقامه قسط و عدل راهبری کرده اند و فضاهای انسان دوستانه ای را در جریان تاریخ به وجود آورده و افراد را جویای احقاق حق خود نموده اند .  

به هر حال ، با توجه به ادوار گذشته و تغییر و تحولی که در حقوق اساسی انسان ها ، به وجود آمده است ، در این نوشتار تلاش خواهد شد روند حقوق بشر در مقاطع تاریخی باستانی و قرون وسطا  ، رنسانس و نهضت جهانی حقوق بشر مورد بررسی قرار گیرد .

حقوق بشر در تاریخ باستان

اندیشمندان فراوان و مکاتب گوناگون در طول تاریخ (دوران های باستانی ، قرون وسطا ، جدید و معاصر) با تصاویر متفاوتی از جامعه انسانی همچون جامعه طبیعی و جامعه مدنی و .... به بحث و بررسی پیرامون جایگاه انسان و حقوق مترتب بر آن پرداخته اند که به ترتیب ذیل قابل بررسی است .

1- اولین متن حقوقی ای که در روابط انسانی و مرتبط با حقوق بشر نوشته شده است مربوط است به قانون حمورابی که حدود 1730 قبل از میلاد در 282 ماده تدوین شده است .   برخی از این مواد به ارائه رفتارهای منصفانه می پردازد و در عین حال بعضی از اعمال را نظیر آنکه «نباید کسی را کشت» یا «نباید کسی را مورد تجاوز قرار داد» ممنوع اعلام می دارد . گفته می شود مفاد این قانون مانند شریعت حضرت موسی (ع) از آسمان نازل شده است .

قانون حمورابی مجموعه اندرزهای شاهانه با محتوای اصول ،لازم الاحترام بوده که از ستایش خدایان آغاز می شود .

در قسمتی از مقدمه این قانون نامه آمده است : «آنو   و بل    به من ، که حمورابی و شاهزاده والامقام و پرستنده خدایانم ، فرمان دادند تا چنان کنم که عدالت بر زمین فرمانروا باشد ، گناهکاران و بدان را بر اندازم ، از ستم کردن توانان به ناتوان جلوگیری ، و روشی را بر زمین بگسترم و آسایش مردم را فراهم سازم  و ... . (هاشمی ، 84 : 115)

قانون حمورابی قواعد و حقوق و کیفرهای مربوط به اموال منقول و غیر منقول ، بازرگانی ، صنعت ، کار و خانواده و آزارهای بدنی را به تفکیک بیان نموده و می توان گفت این قانون در آن زمان بسیار مترقی و چراغ راهنمای قافله تمدن بوده است.(دورانت ، 73 : 261)

2- نخستین اعلامیه حقوق بشر در جهان توسط کوروش کبیر موسس سلسله هخامنشی (559-529 ق – م) صادر شده است او از جمله پادشاهانی به شمار می رود که نام او ، در مقابل با بدی ها و اصلاح امور ، در تاریخ به نیکی یاد شده و رفتار او را پیامبر گونه می دانند برخی اعتقاد دارند کوروش همان ذوالقرنین است که در کتاب آسمانی قرآن از آن ذکر شده است . (طباطبایی ، ج 13 : 664-658)

کوروش کبیر در 13 اکتبر سال 539 قبل از میلاد شهر تاریخی بابل را به تصرف خود در آورد و 16 روز بعد یعنی 29 اکتبر همان سال اعلامیه تاریخی خود را که از آن به عنوان نخستین (منشور ملل و حقوق انسان) نام برده می شود ، صادر کرد .

کوروش کبیر با تصرف شهر بابل قوم یهود «بنی اسرائیل» را که بخت النصر بعضاً آنها را از سال 589 به اسارت گرفته بود و در شهر بابل بازداشت بودند و تعداد آنها نیز بالغ بر چهل هزار نفر می شد ، آزاد ساخت و آنچه را از آنان ربوده شده بود باز گردانید . (پاشا صالح ، 48 : 119)

در منشور کوروش   آمده است :

برده داری را بر انداختم و فرمان دادم که مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و نیایشگاه های بسته را بگشایند و هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند . شهرهای ویران را از نو ساختم . آوارگان را به جایگاه خود برگرداندم و همه را به همبستگی فرا خواندم بشود که دل ها شاد گردد . (ارفعی ،

 56 : 18-17)

کوروش در این منشور می گوید :

من برای همه مردم ، جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم و سپاهیانم را از تجاوز به مال و جان رعایا باز داشتم . من برده داری را بر انداختم به بدختی آنان پایان بخشیدم . (آزاد ، 82 : 55)

این روند حقوقی و تاریخی زمانی واقع می شود که معمولاً قدرت های غالب بدون رحم و شفقت ، مردم مغلوب را قتل عام می کردند و هیچ گونه حقوقی برای آنها قائل نبودند و آراء و نظرات خود را به آنان تحمیل می کردند .

3- الواح دوازده گانه با عنوان (حقوق رم) از جمله آثار تاریخی به جا مانده درباره حقوق اساسی انسان هاست که مرتبط با حقوق بشر امروزی است .

این الواح به دنبال بی عدالتی های حکومت طبقه اعیان رم و اعتراض گسترده طبقه عامه برای تحصیل حقوق برابر در سال 451-450 پیش از میلاد توسط یک هیئت ده نفری   تنظیم و تدوین گردیده است.

این الواح شالوده پیشرفت هایی است که طی 13 قرن از بنیان گذاری شهر رم (753 ق . م) تا مرگ ژوسی نین  و حتی دوره های بعد نیز حقوق رم را بهره مند ساخته است . (پاشا صالح ، 48  3650-347)

الواح دوازده گانه مجموعه ای از قواعد اساسی برای یک جامعه ساده کشاورزی در زمینه های حقوق عمومی ، خصوصی ، کیفری ، مذهبی و نیز آیین دادرسی بر مبنای عرف و عادت تنظیم و تدوین شده است . (هاشمی ، 84 : 117-118)

حقوق بشر در تاریخ ملل باستانی اروپا

1- نگاه فلاسفه یونان

در میان ملل باستانی در اروپا اندیشه حقوق با عنوان حقوق فطری نخست توسط فلاسفه و اندیشمندان یونان بیان گردید . زیرا از همان ادوار کهن باور اصلی در یونان این بود که حقوقی وجود دارد برتر و والاتر از کلیه قواعد و مقرراتی که بر حسب نیاز زمان  و مکان وضع می شود و سر رشته حقوق برتر وابسته به فطرت و طبیعت انسان است .

حقوق نظری ثمره طبیعت انسان و همزاد با خود انسانی است به همین خاطر سرشت قواعد و الزامات آن ، سوای قواعد و موازین حقوق موضوعه است .

یونانیان مروج این فکر بودند که جهان هستی از نظمی مبتنی بر عقل پیروی می کند و عقل خود ناشی از اراده الهی است که سهم بشری آن در نهاد فرد انسان ها به ودیعت نهاده شده است . مفهوم عقل الهی یا لوگوس که معنای دیگر آن «شناخت» است ، در کتاب های آسمانی با اصطلاحات خاص خود مشاهده می شود . (قاضی ، 75 : 141)

اندیشه حقوق فطری در جامعه رم نیز سرایت کرد و در میان متفکران آن دیار ، هوادارانی پیدا کرد .

سیسرون   در اثر معروف خود زیر عنوان (در جمهوریت) نوشت : (قانون واقعی مبتنی بر عقل سلیم و موافق با طبیعت که در همه جا نافذ و ثابت و جاویدان است وجود دارد که باید به فرامین آن گردن نهاد ، این قانون منبعث از نهاد الهی است .

 

 

الپین   با الهام از شیوه تفکر یونانی در مقدمه کتاب ژوستینین   آورده است : حقوق فطری هدیه ای است که طبعیت به همه جانداران اعطا کرده است . این حقوق انحصاراً مخصوص بشر نیست اما انسان ها بر خلاف سایر مخلوقات به حربه عقل مسلح است و بنابراین برای وی حقوق فطری ویژه ای تدارک شده است به نام حقوق انسان (فروغی ، 77 : 20-18) حقوق فطری بر مبنای نوعی مشیت الهی بنیاد یافته و لذا محکم و تغییر ناپذیر است ، در حالی که حقوق موضوعه دولت – شهرها در غالب اوقات به خواست و رضایت ضمنی مردم یا وضع قانون جدید تغییر یافته شده اند . (قاضی ، 75 : 143-142) .

به باور الهیون ، عقل الهی حاکم بر نظم جهان هستی است ، مفهوم خدا در این بینش جای مفهوم طبیعت را گرفته است و حقوق طبیعی به احکام و قواعدی اطلاق می گردد که دین به اجرای آن فرمان می دهد . مفهوم نظم عمومی سیسرون در چهارچوب اندیشه مسیحی جای خود را به نهاد الهی داد و نهاد الهی همان حقوق فطری تلقی شد .

فلسفه   حقوق بشر عبارت از نگرش ژرف بینانه نسبت به هستی و طبیعت انسانی است که فلاسفه در کاوش های خود ، عدل ، نیکی ، اخلاق و آزادی را معیار سعادت فردی و جمعی انسان دانسته اند .

تفکرات فلسفی حقوق بشر در مشرق زمین جایگاه شایسته ای در تاریخ عمومی دارد به طوری که این تفکر در سرزمین هایی همچون چین و هندوستان نسبت به جهان غرب از قدمت بیشتری برخوردار است . (هاشمی ، 84 : 20)

جایگاه انسان از نظر فلاسفه یونان از اهمیت زیادی برخوردار است ، سقراط (464 – 399 ق .م) که او را پیشوا و استاد فلاسفه می دانند . معتقد بود که بشر در اعمال و رفتار خود تابع قوانین طبیعی است و قوانین موضوعه همچون آزادی انسان ها به عنوان حقوق بشر می بایستی از قوانین  طبیعی پیروی کند . (ابوسعیدی ، 43 : 78)

افلاطون (428-328 ق . م) یکی از بزرگ ترین فلاسفه جهان است و به عنوان شاگردی وفادار ، منعکس کننده افکار و نظرات استاد خود (سقراط) می باشد که سیر تحول سیاسی افلاطون در سه کتاب معروف جمهوری (مربوط به افکار دوران جوانی) ، دولتمرد یا مرد سیاسی (دوران اندیشه میانسالی) و قوانین (مربوط به نظرات فلسفی دوران پیری) می توان جستجو کرد .

ارسطو (384-322 ق . م) که مدت بیست سال در مکتب افلاطون به تحصیل اشتغال داشت و خود را مرید او می دانست ، اما پس از مرگ استاد به تدریج از افکار استاد خویش فاصله گرفت تا جایی که از وی چنین نقل می کنند ،

افلاطون را دوست می دارم ، اما به حقیقت بیش از افلاطون علاقمندم .

از نظر ارسطو ، انسان مدنی الطبع است و برابری را جوهر دموکراسی می داند و معتقد بود در حکومت دموکراسی ، برابری در فرمانروایی و فرمانبرداری نخستین نشانه آزادی به عنوان یکی از رکن های با اهمیت حقوق بشر است که آغاز و فرجام دموکراسی به شمار می آید .

2- فلاسفه حکمت رواقی

پیروزی گسترده اسکندر مقدونی (355 – 323 ق . م) و تسلط وی بر امپراطوری شرق و غرب ، آثار دگرگون کننده شگرفی را به جای گذاشت به طوری که اندیشه فلسفی متداول در یونان را متزلزل نمود و زمینه را برای پدیداری (جهان وطنی) فراهم ساخت . در این میان ایدئولوژی های جدیدی شکوفا  شد که حکمت (رواقی) در ارتباط با منزلت انسانی بیش از همه جلب توجه می کند . (عنایت ،

 77 : 122-121)

حکمت رواقی مبتنی بر آزادی ، برابری و برادری است و فلاسفه حکمت رواقی را علمدار قانون طبیعی و نخستین مروّجین آزادی های فردی و برابر می شمارند .

زنون   (340-270 ق . م) در نیمه دوم قرن چهارم پیش از میلاد نظام فکری مکتب رواقی را پدید آورد . عقیده متداول در این مکتب مبتنی بر برابری ماهوی انسان هاست .

رواقیون معتقد بودند که انسان ها و جوامعشان جزئی از بافت واحد طبیعت بی کرانند و از همان قوانینی تبعیت می کنند که بر هستی حیوانات و گیاهان حاکم است . (اریک ، 79 : 58-56) بنابر نظر رواقیان ، امتیازات اجتماعی تصنعی در کشورها در نظام جهانی مفهومی ندارد و همه با هم مساویند و بر این اساس ، نظام طبقاتی مطرود و آزادی و برابری جایگزین آن است .

 

سیسرون   (106 – 43 ق . م) از رومیان اهل معرفت است که در ترویج آیین رواقی کوشید و مبنای تفکر سیاسی سیسرون همان عقیده رواقیان به قانون و حقوق طبیعی است ، وی اساس حکومت دموکراسی را آزادی افراد جامعه می داند و سرانجام پس از 30 سال مبارزه در راه آزادی ، جان سپرد و آخرین کلمات او چنین بود : «اگر با خون من آزادی مردم حفظ می شود ، من حاضرم در این راه جان خود را نثار کنم و تنها آرزوی من این است که در حال مرگ مردمی آزاد را پشت سر خود باقی بگذارم . (عزیزی ، 45 : 276)

3- اندیشمندان فلاسفه مشرق زمین

1/3 – لائوتسه   (604 -517 ق . م) بزرگ ترین متفکر چینی که فلسفه «تائو» - (طبیعت) و کتاب طبیعت را یگانه راهنمای زندگی می دانست .

تلاش برای تامین سعادت انسان و تمایل به آزادی خواهی همواره مورد توجه این اندیشمند بزرگ بوده است .

2/3 – کنفوسیوس   (551 – 479 ق . م) حکیم چینی و یکی از مردان تاریخی است که در نشر افکار اخلاقی و معنوی و در ترقی آن در جامعه بشری خدمت شایانی انجام داده است .

فضایل اخلاقی ، اساس تعلیمات کنفوسیوس را تشکیل می دهد ، این تعلیمات ، ارکان حکومت را بر پایه عدالت استوار می سازد . (کاظم زاده ، 67 : 30)

او معتقد است ، همه آدمیان در آغاز آفرینش از روی طبیعت و سرشت واحد به هم نزدیک و خویشاوندند و از این روی ، با هم برادر و برابرند و خانواده جامعه بشری را تشکیل می دهند ، کنفوسیوس اعتقاد داشت سعادت افراد مبتنی بر عدالت اجتماعی است . (مهرین ، 61 : 162)

3/3 – بودا (563 – 483 ق . م) شاهزاده ای به نام «گوتاما» بود که ، با بر تافتن از اریکه شاهی و روی آوردن به عشق و محبت جهانی و همگانی ، سرآمد آزادیخواهان تاریخ شد .کمال مطلوب بودا عبارت است از وصول به «نیروانا»   یا فنای کامل (رنج ها)، بودا برای نابودی رنج ها و نیل به نیروانا هشت طریقه سلوک یعنی خودشناسی ، بردباری ، بخشیدن ، اندیشه نیک ، کردار نیک ، جانسپاری در راه وظیفه ، دوستی و شفقت را ارائه می کند . جان کلام بودا را در روابط انسانی، می توان در ترحم (جهت رسیدن به مرحله آرامش نیروانا) ، پارسایی (مطمئن ترین راه رسیدن به نیروانا) و محبت (وصول به آرامش و صفای نیروانا تنها با معجزه محبت میسر است .)جویا شد

حقوق بشر در قرون وسطا

با قدرت گرفتن آیین مسیحیت و اوج قدرت پاپ در قرن سیزدهم ، حقوق طبیعی انسان ها که اول بار توسط یونانیان به ویژه رواقیان مطرح شده بود از رونق افتاد و به جای اندیشه حقوق طبیعی انسان ها ، حقوق الهی جانشین آن شد . در واقع تفاوت عمده میان حاکمان کلیسا و علمای حقوق یونان و روم این بود که : کلیسا قدرت و حکومت را ناشی از اراده خداوند و دخالت در امور دینی مردم را حق مسلم خود می دانستند و خود را از امپراطور برتر و در امور داخلی حکومت مداخله می کردند در واقع مردم از مظاهر عمده آزادی مانند آزادی عقیده و بیان محروم شدند . اما یونانیان قدرت حکومت را ناشی از اراده خداوند نمی دانستند بلکه مردم را منشاء اصلی قدرت قلمداد می کردند . پس از قدرت گرفتن آئین مسیحیت و حاکمیت حقوق الهی تا قرن هیجدهم میلادی ، موج تحول و تکامل حقوق بشر نیز در غرب  سبب نوآوری هایی در اواخر قرن هفدهم و آغاز قرن هجدهم گردید و با وقوع نهضت بازسازی دینی (Refom) و رنسانس ، به تدریج این اندیشه به وجود آمد که انسان به معنای فرد برتر مخلوقات جهان می تواند به وسیله ی خرد خود ، اراده الهی را بشناسد و در این زمینه قادر خواهد بود راساً قوانین مناسب را برای حکومت و سازمان بخشیدن به جوامع بشری وضع کند و در نتیجه مفهوم حقوق فطری با تلاش متفکرانه این اندیشه رواج یافت و بر اثر نوشته های گوناگون در جامعه ، خاصه در کشورهای پروتستان نشین این تفکر از رونق فرهنگی بیشتری برخوردار گردید .

با این توصیف نتیجه می گیریم که : حقوق طبیعی در میان ملل باستان پایه گذاری شد و در قرون وسطی توسط الهیون و حقوق دانان کلیسایی شکل مذهبی به خود گرفت و در قرون هفده و هجدهم به وسیله بزرگان و نام آورانی مانند هابز ، جان لاک انگلیسی ، ژان ژاک روسوی فرانسوی و منتسکیو و دایره المعارف نویسانی مثل دالامبر ( Dalamber) و دیدرو (Didero) نظرات حقوق طبیعی را با اصلاحاتی ارائه نمودند و به تدریج در جامعه جهانی مقبول واقع افتاد ، زیرا در بعضی نظرات موضوع حقوق طبیعی به واقعیت های مادی و دنیایی ارتباط داده می شد لذا فهم و قبولی آن برای مردم آن عصر از حقوق الهی که محتاج دقت بیشتری بود آسان تر به نظر می آمد و از طرف دیگر تحولات علمی و صنعتی نیز به تقویت و تحکیم حقوق طبیعی کمک شایانی کرد و نهایتاً به عنوان مظهر منافع و مصالح عموم خصوصاً طبقات متوسطه شناخته شد . و اصول آن به صورت لوایح و اعلامیه ها و قوانین اساسی در آمد .

به هر حال جذابیت آغازین و آزادیخواهانه آیین مسیح بر تمام امور و شئون دینی و دنیوی و فردی و اجتماعی مردم تا تنگ شدن عرضه ازادی های فطری افراد و بالاخره افول فاحش جذابیت های حاکمیت دینی دیدگاه های فلسفی متفاوتی را به وجود آورد که در این میان اندیشه سختگیرانه سنت اوگوستین   و اندیشه مجموعاً سازشکارانه سن توماداکن  (توماس اکویناس) در زمینه حقوق انسانی بیش از همه جالب توجه به نظر می رسد . (هاشمی ، 84 : 34)

الف : سنت اوگوستن

مهم ترین اندیشه سنت اوگوستن بر پایه آیین دو شهر خاکی (قلمرو سلطنت زمین) و شهر خدایی (قلمرو سلطنت خدا) مبتنی است ، بدین ترتیب که ، نژاد انسانی به دو گروه تقسیم می شود :

گروهی که بر وفق امیال انسانی زندگی می کنند و گروهی که طبق خواسته های یزدانی عمل می کنند و این دو گروه به شیوه عرفانیان «دو شهر» یا «دو جامعه» نامیده می شود که تقدیر یکی از آنها این است که در جوار ابلیس با عذاب ابدی هماغوش باشد و این ، پایان کار و عاقبت آنهاست .

به نظر اوگوستن فرمان طبیعت منسوخ شد و خداوند اراده کرد که انسان را مملوک انسان دیگر سازد و ...

منشاء بندگی انسان و علت محکوم شدنش به فرمانبرداری از انسانی دیگر ، همان ارتکاب معصیت اوست .  (هاشمی ، 84 : 34 – 35) که در کتاب مقدس آمده است .

ب : سن توماداکن

عقاید سیاسی او را ترکیبی از عقاید ارسطو (انسان مدنی الطبع است و برابری را جوهر دموکراسی

می داند) و سیسرون (معقتد به عقیده رواقیان به قانون و حقوق طبیعی است و اساس حکومت دموکراسی را آزادی افراد جامعه می داند .) و متاثر از تعالیم کتاب مقدس و سنت اوگوستن (اعتقاد داشت انسان ها قبل از ارتکاب گناه توسط آدم ابوالشر همه با هم برابر بودند پس از آن به بردگی کشیده شدند .) می دانند . (ابوسعیدی ، 43 : 116)

او با قبول تعقل انسان و مدنی الطبع بودن انسان ، قانون را عبارت از دستوری عقلانی می داند که به وسیله متصدیان صلاحیت دار امور جامعه به منظور خیر و صلاح عموم صادر می شود که اطاعت از آن بر همگان واجب می گردد .

او با تقسیم بندی قوانینی به ازلی ، طبیعی ، بشری و یزدانی و با تاکید بر اینکه قوانین طبیعی با مشیت الهی برابر است چنین معتقد بود که قوانین زاییده فکر بشر ، زمانی شایسته احترام است که با حقوق طبیعی مدام و مشیت الهی مبتنی بر عدالت مغایرت نداشته باشد در غیر این صورت ، چنین قانونی فاسد و تبعیت از آن روا نیست . (عزیزی ، 45 : 389 – 385)

سن توماداکن ، با تاکید نظرات سنت اوگوستن مبنی بر ، بردگی کشیدن شدن انسان ها ، آزادی را ذاتی وجود انسان می داند ، هر چند که بردگی را به عنوان واقعیت عملی باید پذیرفت . (فاستر ، 58 : 334-336)

حقوق بشر در اسلام

بی تردید از دید اسلام ، انسان موجودی ارزشمندی است که باید به عنوان یک موجود با شعور و دارای اراده و اختیار به دیده احترام به او نگریست . قرآن کریم ، خداوند را به لحاظ آفریدن انسان ، «احسن الخالقین» نام نهاده   و هنگام بیان نقشه خلقت انسان به فرشتگان آزاد به عنوان خلیفه و جانشین خود یاد می کند .   و فرشتگان را به سجده و کرنش در برابر او امر می نماید .   و بر کرامت و بزرگداشت انسان تصریح می نماید .  

آزادی بشر و احترام به حقوق و حیثیت ذاتی انسان و دخالت ندادن عوامل عارضی از قبیل نژاد ، زبان ، رنگ ، ملیت و غیره در اعتبار و امتیاز برای انسان ها ، دقیقاً مورد توجه اسلام است و اساساً فلسفه بعثت پیامبران و به خصوص پیامبر اسلام (ص) آزاد کردن انسان از این گونه قید و بند و توجه دادن او به حیثیت ذاتی و کرامت و شرافت انسانی خویش است .

قرآن در اصل همه انسان ها را در گوهر انسانیت و فضیلت و ارزش و حیثیت ذاتی انسان یکی می داند و رنگ و نژاد و قومیت و ملیت را به عنوان وسیله تشخیص حساب می کند نه امتیاز و برتری .  

اسلام از ابتدای ظهور خود تاکنون توجه ویژه ای به حقوق بشر داشته است به طوری که ، حق حیات نخستین حق اساسی انسان در قرآن کریم ذکر شده است ، حیات دو گونه است : مادی و معنوی .

هیچ کس مجاز نیست حق حیات مادی و معنوی دیگران را سلب کند ، سلب حیات مادی با قبل تحقق می یابد ، از دیدگاه اسلام در قرآن کریم ، این کار برابر است با نابود سازی همه جامعه مگر آن که با دلیل صورت پذیرد :

مَن قَتَلَ نَفساً بِغَیرِ نَفسِ اَو فَسادٍ فی الارضِ فَکَانَما الناسَ جمیعاً .   (بر کس دیگری را جز برای قصاص یا مبارزه با فسادگری بکشد ، گویا همه مردم را کشته است .)

در همین حال قرآن کریم حیات معنوی را نقطه روبروی کفر می داند به این معنی که ، از دست دادن حیات معنوی به معنای گم کردن سعادت و فلاح انسان هاست و هر کس کفر پیشه کند سعادت را از دست می دهد و بدین ترتیب از جنبه معنوی می رود .

لِیُنذِرَ مَن حَیاً و یُحِقَ القَولَ عَلَی الکافِرین .   

حضرت امام سجاد (ع) در (رساله الحقوق) سرچشمه حقوق اساسی انسان ها را شناخت پروردگار

می شمارد ، راز سخن آن حضرت در این سخن نهفته است که اگر کسی خدا را نشناسد و کفر پیشه سازد ، در حقیقت از حق حیات بی بهره است ، پس شناخت پروردگار ، همان برخورداری از حیات معنوی است . (جوادی آملی ، 86 : 175 – 176)

در بینش اسلامی ، همه حقوق اساسی انسان ها ، اعم از حقوق اجتماعی ، قانونی و اخلاقی تابع حق خدای متعال است ، ریشه و اصل حقوق حق خداوند است و تمام از آن اوست . (مصباح یزدی ، 88 : 56)

در دین اسلام عناصری همچون حق و تکلیف ، حسن و قبح عقلی ، ارتباط عقل و نقل ، فردگرایی ، خردگرایی و حتی نوع اجتهاد (سنتی – پویا) از مصادیق حقوق بشر در اسلام هستند .

متون اسلامی اغلب درباره رعایت حقوق انسان ها بحث می کند یعنی در واقع تاکید بر تکالیفی است که هر فردی در قبال انسان های دیگر دارد . از آنجا که رسالت دین تعلیم و تربیت انسان است ، در مقام بیان ، به مسئولیت ها توجه بیشتری دارد . (مصباح یزدی ، 53 : 88)

حقوق بشر و ادیان الهی

هدف ها ، فعالیت ها و تعلیمات ادیان الهی هم نقش بسیار موثری در ترویج حقوق بشر داشته است به طوری که در سیر تاریخی مباحث حقوق بشر باید بزرگ ترین سهم را به ادیان الهی داد زیرا ادیان الهی همواره در برابر ستمکاران و قدرتمندان غاصب و ناقض حقوق انسان ظهور کرده اند و در بعد تعلیمات اجتماعی نیز برای عدالت و تساوی حقوق انسان ها و رفع تبعیضات نژادی و امتیازات طبقاتی مبارزه نموده اند .

حضرت ابراهیم خلیل (ع) در برابر نمرود که مدعی خدایی بود و داعیه در دست داشتن اختیار مرگ و زندگی افراد را داشت ، قرار گرفت   . او تلاش می کرد مردم را از بندگی هم نوع خود باز دارد و آنها را از قید ستم آزاد کند .

حضرت موسی بن عمران (ع) در زمان و مکانی به پیامبری مبعوث شد که فرعون داعیه خدایی داشت و ملت را به دو دسته ممتاز و مستضعف تقسیم کرده بود و برای دسته دوم حقوقی قائل نبود   ، حضرت موسی (ع) تلاش خود را برای نجات محرومان و رفع این ظلم فاحش قرار داد .

حضرت عیسی مسیح (ع) نیز در برابر انحراف دینی و استبداد مذهبی گروهی از روحانیون یهودی قیام کرد و پیام صلح و دوستی و مهربانی با همه انسان ها را با خود آورد .

حضرت محمدبن عبدالله (ص) پیامبر بزرگ اسلام در برابر مستکبران و طاغوتیان و ظالمان قیام کرد و تعلیمات او مشحون از برابری انسان ها و لغو تمایزات طبقاتی و افتخارات جاهلی و اجرای عدالت و احقاق حقوق ضعفا  بود .

بنابراین ، تردیدی نیست که مفاهیم عالیه انسانی از قبیل کرامت ، شخصیت انسان ، آزادی ، مساوات و غیره ریشه در تعالیم انبیای الهی دارد و ادیان آسمانی کمک بزرگی به پیشرفت حقوق بشر کرده اند . در تعلیمات خالص همه ادیان آزادی ، برابری و برادری انسان ها ، دوری جستن از ظلم ، برتری طلبی و خشونت مذهبی به چشم می خورد . و دیدگاه دین اسلام در مورد عدم تبعیض نژادی ، زبانی ، قومی و طبقاتی روشن و مسلم است و جای شبهه ای وجود ندارد . (مهرپور ، 87 : 308)

 

 

حقوق بشر اسلامی و اعلامیه ها

در مقابل اشاعه و ترویج مفاهیم حقوق جهانی بشر بر اساس فلسفه و بینش غربی و ترویج اندیشه جهان شمول بودن آن و تبلیغ و تشویق و ایجاد جو و زمینه برای پذیرش این مفاهیم از سوی دولتها و از جمله دولتهای اسلامی و التزام به اجرای آنها و تطبیق قوانین داخلی خود بر آنها و مغایر بودن برخی از این مفاهیم با مبانی اسلامی، برخوردهای متفاوتی در جهان اسلام صورت گرفت که عبارتند از:

الف) رد و منع و طرد مطلق آنها.

ب) پذیرش و توجیه و تطبیق وضع و یا الگو گرفتن از اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونها.

ج) تنظیم و تدوین اصول و موازین حقوق بشر پذیرفته شده در اسلام و اعلام آنها به عنوان نظام حقوق بشر اسلامی و جا انداختن آن در نظام بین المللی.

هم اکنون برخورد نوع سوم ( بند ج ) بیشتر مطرح است که در این ارتباط نگاهی به اقدامات انجام شده در زمینه حقوق بشر اسلامی خواهیم داشت.

تاکنون بیش از هفت اعلامیه یا طرح اعلامیه مربوطه به حقوق بشر اسلامی از سوی شورای اسلامی اروپا، اجلاس کویت و سازمان کنفرانس اسلامی صادر شده است که مبانی آن بطور اختصار به شرح زیر است: ( مهرپور، 1387: 332 )

اعلامیه اسلامی جهانی شورای اسلامی اروپا:

اعلامیه مزبور در سال 1980 از سوی شورای اسلامی اروپا که مرکز آن در لندن است صادر شده و تلاش کرده است دیدگاههای جهانی اسلام را بیان کند. مطالب این اعلامیه در هفت قسمت عنوان شده است:

1- مقدمه که در آن به نظم الهی عالم خلقت و آفرینش انسان از سوی خداوند به عنوان اشرف مخلوقات و به عنوان جانشین خداوند در روی زمین اشاره شده است. در این مقدمه به دیدگاه اسلام در مورد تساوی انسانها در اصل ارزش انسانی و مردود بودن امتیازات مبتنی بر نژاد، زبان، رنگ و قومیت اشاره به آیه شریفه: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم ( حجرات: آیه 13 ) استناد شده است.

در این مقدمه نتیجه گیری شده که اسلام به افراد حقوق معین و آزادیهایی از قبیل: آزادی مذهب، آزادی بیان، آزادی فکر، حق مالکیت مشروع و کرامت انسانی داده است و اضافه شده که در نظام اسلامی، اعضای جامعه اسلامی دارای تکلیف نیز هستند و مکلفند یک نظم جهانی اسلامی بر مبنای عدل برقرار نمایند. زیرا خداوند با هدف اقامه عدل بین مردم به ارسال رسُل و انزال کتب پرداخته است:

لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس و... ( حدید، آیه 25 )

2- بیان دیدگاه اسلام در مورد حیات، در این قسمت تصریح شده که قانون الهی تنها قانونی است که به دولتها مشروعیت می بخشد و دولت ها مسئول تحقق عدالت در همه زمینه های زندگی است و باید در راه تحکیم وحدت امت، حفظ شرافت و رشد و تعالی ملت اقدام نماید.

3- بیان بحران تمدن معاصر مخصوصاً درباره ناکامی مکاتب سرمایه داری و کمونیستی و نظامهای لائیک اشاره شده است.

4- بیان چهارچوب نظام اسلامی، در این بند عناوین مباحثی چون: چهارچوب سیاسی، اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و نظامی تشریح شده است.

5- همبستگی اسلامی در این بند بین دولتها و امت اسلامی و ایجاد دولت واحد اسلامی مطرح شده است.

6- آزادسازی سرزمینهای اسلامی.

7- وحدت امت اسلامی. 

اعلامیه حقوق بشر شورای اسلامی اروپا

این اعلامیه دومین اعلامیه شورای اسلامی اروپاست که در زمینه دیدگاههای جهانی اسلام در مورد حقوق بشر در سال 1981 در لندن صادر شده و در 19 سپتامبر 1981 در اجلاس یونسکو در پاریس رسماً اعلام شد.

این اعلامیه که مشخصاً حقوق بشر را از دیدگاه اسلام مطرح می کند، مشتمل بر یک پیشگفتار توضیحی از سوی دبیر کل جامعه اسلامی اروپاست و پس از آن مقدمه مفصلی در 12 بند دیدگاههای اسلامی را در مورد حقوق بشر تبیین و جامعه ایده آل اسلامی را ترسیم می کند.

این اعلامیه تا حدود زیادی به سبک و سیاق اعلامیه ها و اسناد حقوق بشری در 23 ماده حقوق شناخته شده برای بشر از دیدگاه اسلام را بیان می دارد و هر ماده مشتمل بر یکی از عناوین حقوق بشری است.

عناوین مواد 23 گانه اعلامیه به شرح زیر است:

ماده 1- حق حیات 2- حق آزادی 3- حق تساوی 4- حق عدالت 5- حق رسیدگی منصفانه 6- حق حمایت از افراد علیه سوء استفاده از قدرت 7- حق حمایت از افراد علیه شکنجه 8- حق حمایت از شرافت و حیثیت افراد 9- حق داشتن پناهگاه 10- حقوق اقلیت ها 11- حق شرکت در زندگی عمومی 12- حق آزادی فکر، عقیده و بیان 13- حق آزادی مذهبی 14- حق دعوت به اسلام و تبلیغ پیام خود 15- حقوق اقتصادی 16- حق حمایت از مالکیت 17- حقوق و تکالیف کارگران 18- حق هر فرد برای داشتن سهم عادلانه از اموالی که برای زندگی ضروری است 19- حق تشکیل خانواده

 20- حق زن متأهل 21- حق آموزش 22- حق حمایت از زندگی خصوصی افراد 23- حق آزادی جابجایی و انتخاب محل اقامت

اعلامیه اجلاس کویت

در تاریخ 9 تا 14 دسامبر 1980 کنفرانس از سوی کمیسیون بین المللی حقوقدانان دانشگاه کویت و اتحادیه وکلای عرب در مورد حقوق بشر در اسلام، در کویت ترتیب یافت و نتیجه بحثها و پیشنهادها و نظریات مورد قبول شرکت کنندگان در کنفرانس تحت عنوان « نتایج و توصیه های کنفرانس کویت » انتشار یافت که خلاصه آن به شرح زیر است:

اعلامیه اجلاس کویت ( 1980 ) در واقع مشتمل بر دو بخش است: بخش اول به جمع بندی ها و نتایجی که شرکت کنندگان در اجلاس کویت از موازین اسلامی در زمینه های مختلف می پردازد.

در بخش دوم تحت عنوان توصیه ها، اجلاس کویت در زمینه حقوق بشر به دولتهای اسلامی توصیه هایی می نماید که در قانونگذاری و اجرا آنها را بکار بندند.

این توصیه ها در زمینه های حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حقوق اقلیت ها، حقوق مدنی و سیاسی، حقوق و موقعیت زنان و مجموعه توصیه ها در این بخش 51 مورد است. در این بندها کلیاتی در باب جامعیت اسلام و مقررات اسلامی، به رسمیت شناختن حق استقلال و حقوق زن در مورد دارایی و اموال خود و اعطای حق آزادی عقیده و پیمان اصل بر برائت انسانها، منع شکنجه، داشتن حق دفاع، استفاده از وکیل، محدود بودن جرایمی که مجازات اعلام دارند و حقوق اقلیت ها، به رسمیت شناختن آزادی عقیده و بیان در چهارچوب مقررات اسلامی، آزادی تشکیل اجتماعات و اتحادیه ها، الغاء محاکم ویژه و استثنایی، لغو مجازات در مورد جرایم سیاسی و.... به دولت ها و کشورهای اسلامی توصیه شده است که در قوانین موضوعه خود موارد فوق الذکر را به رسمیت شناخته و در اجرا تضمین نمایند. ( مهرپور، 87 : 504- 497 )

اعلامیه قاهره در مورد حقوق بشر در اسلام

از سوی سازمان کنفرانس اسلامی سه اعلامیه در رابطه با حقوق بشر منتشر شده است:

اعلام اول، به نام ( طرح اعلامیه حقوق و تکالیف اساسی انسان در اسلام ) که در سال 1979 در کشور عربستان و شهر مکه منتشر شده است.

اعلامیه دوم به نام ( طرح سندی در رابطه با حقوق بشر در اسلام ) که در سال 1981 در کنفرانس سران سازمان در عربستان و شهر طائف تصویب و منتشر شده است.

اعلامیه سوم نیز به نام ( اعلامیه قاهره در مورد حقوق بشر در اسلام ) که در سال 1990 در نوزدهمین کنفرانس وزرای امور خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره به تصویب رسید و در واقع جدیدترین و شاید بتوان گفت رسمی ترین اعلامیه حقوق بشر اسلامی است.

اعلامیه قاهره در زمینه حقوق بشر اسلامی توسط کارشناسان مسائل فقهی و حقوقی سازمان کنفرانس اسلامی طراحی و آخرین پیش نویس این اعلامیه در اجلاس کارشناسان حقوقی سازمان در تاریخ 26 تا 28 دسامبر 1989 در تهران تشکیل شده بود به تصویب رسید و این پیش نویس در نوزدهمین اجلاس وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی عضو سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره مطرح تا به تصویب نهایی برسد، اجلاس مزبور در 31 جولای تا 5 اوت 1990 مطابق با 9 تا 14 محرم الحرام سال 1411 هجری قمری و 10 تا 15 مرداد ماه 1369 در قاهره پایتخت مصر تشکیل شد و با تغییرات و اصلاحاتی که در پیش نویس تهران آورده شده بود طی قطعنامه شماره p – 19/49 آن را به تصویب رساند تا اعلامیه مزبور به عنوان راهنمای کلی برای دولتهای عضو در زمینه حقوق بشر در اسلام مورد استفاده قرار گیرد.

اعلامیه مصوب قاهره 1990 مشتمل بر یک مقدمه و 25 ماده است که علی الاصول بر سیاق اعلامیه جهانی حقوق بشر، مبنی بر شرافت و کرامت ذاتی انسان تکیه کرده و تعدادی حقوق لازم الرعایه را بر شمرده است. اما آنچه را می توان خاص این اعلامیه دانست که در اعلامیه جهانی و میثاقین و دیگر اسناد بین المللی حقوق بشر یافت نمی شود، یکی بند ب ماده 11 یعنی مبارزه با استعمار و حق مقابله و ستیز با آن است، دیگری بند الف مواد 17 و 18 است که به فراهم آوردن محیط معنوی و دینی اشاره می نماید.

اعلامیه قاهره در مورد حقوق بشر اسلامی، در واقع تلاشی از سوی جامعه اسلامی برای نشان دادن هویت اسلامی خود در سطح جامعه بین الملل و معرفی دیدگاه اسلام در مورد حقوقی است که افراد انسانی از آن می توانند برخوردار باشند و حکومتها باید آن را تضمین کنند.

حقوق بشر از رنسانس تا اعلامیه جهانی و میثاقین

دوره هزار ساله تاریخ قرون وسطا بین قرون پنجم تا پانزدهم است که با سقوط روم غربی در سال 476 میلادی آغاز شده و تا فتح قسطنطنیه توسط امپراطوری عثمانی در سال 1451 ادامه داشته است، از مشخصات این دوران، اشاعه دینی مسیح و قدرت روحانیون، استقرار نظام ارباب و رعیتی و در نتیجه محدودیت حقوق و آزادی های افراد به ویژه آزادی عقیده بوده است، البته از صدور منشور کبیر توسط ( جان ) پادشاه انگلستان در سال 1215 می توان به عنوان نقطه عطف تاریخی در این دوران یاد نمود. ( ابوسعیدی، 45 : 122 )

رنسانس  یا تجدید حیات علم و ادب آن قسمت از تاریخ مغرب زمین است که از برکت نهضت علمی و طلوع ستارگان دانش موجب وقایع مهمی در اروپا شد، گفته می شود تسلط مسلمین بر جنوب اروپا و در نتیجه برافروخته شدن مشعل آزادی فکر در اسپانیا از یک سو و مهاجرت فضلای یونان به اروپا به خاطر اشغال قسطنطنیه توسط ترکان عثمانی و در نتیجه دسترسی اروپائیان به دانش قدیم و افزایش آگاهی آنان در آن دوره ( پس از عبور از تاریخ تاریک قرون وسطی ) جهان بینی جدیدی اروپا را فرا گرفت و اندیشمندانی همچون ( جان لاک ) اندیشه حقوق طبیعی، قرارداد اجتماعی و حکومت مدنی را ترویج کردند.

نهضت رنسانس که در جریان قرن پانزدهم در ایتالیا آغاز شد به تدریج ادبیات و اندیشه های سیاسی سراسر اروپا را فرا گرفت و انسان گرایی  مبنای نظامی اجتماعی و ساختار سیاسی آن سامان گردید.

قرن ها پس از پشت سرگذاشتن منشور کبیر 1215، از برکت رشد فکر جامعه و مبارزات مستمر آزادیخواهان در مقابل استبدادگران حکومتی، در قرن هفدهم دو واقعه منجر به ( دادخواست حقوق سال 1628 )  و ( اعلامیه حقوق سال 1689 ) را تجربه کرده که در جای خود الهام بخش انقلابات رهایی بخش در آمریکا ( 4 ژوئیه 1776 کنگره عمومی در ایالت بوستون در قیام علیه سلطه انگلیس به اتفاق آراء اقدام به تصویب اعلامیه ای تحت عنوان ( اعلامیه استقلال ) نمودند که بر اساس آن کلیه مناطق مستعمره، تصمیم به قطع رابطه با انگلستان گرفتند و توماس جفرسن   که بعداً به ریاست جمهوری دوره دوم آمریکا رسید آنرا تهیه و تنظیم نمود و سپس توسط جان آدامز   سومین رئیس جمهور آمریکا و بنجامین فرانکلین  اصلاح و ویرایش گردید و به تصویب این کنگره رسید و در واقع می توان این قطعنامه را پیام آور مبارزه برای احیای منزلت انسانی و پیروزی حقوق بشر دانست ). و آزادیخواهانه در فرانسه ( تحول فکری و توسعه روشنگری طبقه متوسط از یک سو و ظلم و استثمار طبقاتی، غارت خزانه و در عین حال نیاز دربار سلطنتی به تحمیل مالیات به طبقه سوم را می توان زمینه ساز انقلاب فرانسه برشمرد، در چنین موقعیت بحرانی بود که لویی شانزدهم ناچاراً دستور تشکیل مجلس طبقاتی را که 175 سال در حالت تعطیلی بود، و مرکب از 661 نفر نماینده طبقه سوم، 326 نفر نماینده روحانیون و 330 نفر نماینده نجبا بودند، تشکیل داد. با پیشنهاد نمایندگان طبقه سه مجلس ملی تصویب شد و دو روز بعد مجلس روحانیون نیز به آن پیوستند اما لوئی شانزدهم فرمان انحلال مجلس ملی را صادر کرد و مقاومت 2 مجلس یاد شده موجب شد تا پادشاه از دستور خود برگردد و نهایتاً در 9 ژانویه سال 1789 مجلس ملی به نام مجلس مؤسسان اعلام موجودیت نمود و در 4 اوت همان سال این مجلس با اعلام برتری قوه مؤسسان خود بر اراده پادشاهی، به جامعه طبقاتی و سلطنت مطلقه خاتمه داد و اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه در تاریخ 26 اوت 1789 به تصویب مجلس مؤسسان رسید. با آنکه این اعلامیه به نام ملت فرانسه ثبت شده اما عبارت این اعلامیه با خطاب به انسان ها حکایت از جهانی بودن آن می کند، همچنانکه اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 را می توان متأثر از آن دانست ) و دیگر کشورهای مغرب زمین بوده است.

قرن بیستم و به ویژه دوران پرماجرای دو جنگ اول ( 1918- 1914 ) و دوم ( 1945- 1939 ) جهانی و مشاجرات فکری سیاسی مرتبط با آنها تأثیر فراوانی بر سرنوشت حقوق بشر در سطوح بین المللی و داخلی کشورها داشته است. در این قرن اروپا وارث مجادلات فکری شد که در آن از یک سو طرفداران ( اصالت فرد )  و ( اصالت جامعه )  رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و از سوی دیگر ذهنیت استبداد سنتی با به کارگیری اندیشه های متداول حقوقی و سیاسی منجر به تأسیس و استقرار نظام های اقتدارگرای مارکسیستی، فاشیسم و نازیسم شد. ( هاشمی، 84 : 126- 127 و 143 )

در 26 ژوئن 1945 منشور ملل متحد در سانفرانسیسکو به امضاء رسید و در 24 اکتبر همان سال لازم الاجرا گردید، بر اساس منشور مزبور سازمان بین المللی به نام ( سازمان ملل متحد ) به عنوان مرکزی برای هماهنگی اقداماتی در جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی با جلوگیری از جنگ و تجاوز، توسعه روابط دوستانه و احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی تأسیس شد و اولین مجمع عمومی این سازمان با 51 عضو در 10 ژانویه 1946 در لندن تشکیل شد.

منشور ملل متحد یکی از وظایف شورای اقتصادی و اجتماعی را که از ارکان اصلی و مهم سازمان ملل است، بررسی و مطالعه و انجام توصیه و تأسیس کمیسیون و برگزاری کنفرانس در زمینه ارتقای حقوق بشر ذکر کرده است. 

سازمان ملل در طول عمر تأسیس خود حدود یکصد اعلامیه، بیانیه، میثاق، کنوانسیون، پروتکل، توصیه نامه و قطعنامه در موضوعات مختلف مربوط به حقوق بشر صادر کرده است.

اعلامیه جهانی حقوق بشر که برای حفظ کرامت و شرافت و حیثیت انسانی از سوی مجمع عمومی سازمان ملل مشتمل بر یک مقدمه و 30 ماده در روز دهم دسامبر سال 1948 با 56 دولت عضو سازمان و با 48 رأی مثبت و 8 رأی ممتنع به تصویب رسید.

جهت لازم الاجرا شدن اعلامیه حقوق بشر و در راستای این طرز تفکر که باید اصول و مقررات مندرج در اعلامیه به صورت مواد قانونی درآمده تا مؤثر واقع شود و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تصویب رسید.

میثاق بین الملل حقوق مدنی و سیاسی طی قطعنامه شماره A 2200 در تاریخ 16 دسامبر 1966 مشتمل بر یک مقدمه و 53 ماده به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید در این میثاق مقرر گردید دولت هایی که آنها را امضاء کرده اند موظف و ملزم اند که مقررات آن را در قوانین داخلی خود وارد نموده و آنها را اجراء نمایند.

میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طی قطعنامه شماره A 2200 در تاریخ 6 دسامبر 1966 با یک مقدمه و 31 ماده به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید. ( مهرپور، 86 : 330- 332 )

بدین ترتیب پروسه نماد حقوق بشر در غرب، مستلزم رعایت حقوق همه فرهنگ ها در جوامع مختلف است. نگرشی که به واسطه اعمال دیدگاه غربی و تصویب آن در مغرب زمین همواره از زمان تصویب آن تاکنون مورد تردید واقع شده است.

نتیجه

در مقایسه تعبیرهای مختلف از حقوق بشر در فرهنگ های متفاوت به این نتیجه رهنمون می شود که امروزه تفکر انسان مدرن در این خصوص ریشه تاریخی دارد. حقوق متصوره برای انسان مدرن در عین ضروری بودن، حداقل حقوق انسانی است. بنابراین حق حیات، امنیت، برابری اجتماعی، آزادی سیاسی، مقابله سیاسی با ستم و رفاه، علاوه بر آنکه نمی بایست در موضوع تملک و دارایی انسان انگاشته شوند، بیانگر همه آنچه انسان ها در فرهنگ های مختلف ایجاب می کنند نیز نیست. این مقاله در مقام استدلال بر رد مفهوم های مختلف حقوق بشر نبوده است. بلکه نگرشی آزاد از مفهوم، محتوا و اجرای حقوق بشر را نشان می دهد که به ایجاد هماهنگی بین برداشت های مختلف از حقوق بشر کمک خواهد کرد. از این رو، روش و رویکرد مناسب و سازنده در بحث حقوق بشر باید روش گفت و گو، جامع نگری و تکمیلی باشد، که پذیرش آن، به یقین در تحقق عینی حقوق بشر بین المللی مطلوب خواهد بود. 

 

   احمد رمضانپور نرگسی

دانشجوی دکتری ( ph.D ) علوم سیاسی

آکادمی علوم کشورجمهوری آذربایجان 

منابع:

1- ارفعی، عبدالحمید ( 1356 )، فرمان کوروش بزرگ، نشر افست، تهران.

2- آزاد، ابوالکلام ( 1382 )، کوروش کبیر ( ذوالقرنین )، ترجمه محمدابراهیم باستان پاریزی، نشر علم، تهران.

3- ابوسعیدی، مهدی ( 1343 )، حقوق بشر و سیر تکامل آن در غرب، نشر آسیا، تهران.

4- اریک لیرمان، سون ( 1379 )، تاریخ عقاید سیاسی از افلاطون، هابرمانس، ترجمه سعید مقدم، نشر دانش ایران، تهران.

5- دورانت، ویل ( 1365 )، تاریخ تمدن، جلد اول، مشرق زمین، ( گاهواره تهران )، ترجمه احمد آرام، تهران.

6- صالح، علی پاشا ( 1348 )، مباحثی از تاریخ حقوق ( دورنمایی از روزگاران پیشین تا امروز )، نشر دانشگاه تهران.

7- طباطبائی، علامه سیدمحمدحسین ( - )، تفسیر المیزان، ج 13، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی همدانی.

8- عنایت، حمید ( 1377 )، بنیاد فلسفه سیاسی در غرب، نشر مستان، تهران.

9- عزیزی، محسن ( 1345 )، تاریخ عقاید سیاسی، نشر دانشگاه تهران.

10-  فروغی، محمدعلی ( 1377 )، سیر حکمت در اروپا، نشر البرز، تهران.

11- فاستر، مایکل ( 1358 )، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه جواد شیخ الاسلامی، ج 1، نشر امیرکبیر، تهران.

12- قاضی،...... ( 1357 )،

13- قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان.

14- کاظم زاده، حسین ( 1367 )، ایرانشهر، نشر انتشارات فرهنگی، تهران.

15- مهرپور، حسین ( 1378 )، نظام بین المللی حقوق بشر، نشر اطلاعات، تهران.

16- مهرین، مهرداد ( 1361 )، فلسفه شرق، نشر مؤسسه مطبوعاتی عطائی، تهران.

17- هاشمی، سید محمد ( 1384 )، حقوق بشر و آزادی های اساسی، نشر میزان، تهران.