|
چراحضورگیلانی ها درعرصه مدیریت کشورکم تعداد است ؟
بسم الله
الرحمن الرحیم
در روزهای پایانی سال 1387 سرکار خانم صابری روزنامه نگار متعهد و
موفق روزنامه گیلان امروز با طرح سئوالی
(چراحضورگیلانی ها درعرصه مدیریت کشورکم تعداد است ؟)جهت
ویژه نامه نوروزی روزنامه یاد شده درخواست نمودند مطالبی نوشته
باشم ، از این رو تا حدی که بتوانم برای تنویر افکار عمومی جامعه
گیلان به این سئوال پاسخ می دهم به این امید که مفید فائده قرار
گیرد .
همانطوریکه می دانیم
بر اساس احکام ارزشمند
مکتب رهایی
بخش اسلام و آموزه های دینی در بحث کارآمدی و شایسته سالاری ،
گرامی ترین انسانها نزد خداوند متعال و قطعا در جامعه با تقواترین
آنها هستند و از طرف دیگر بر اساس تکلیف الهی هر کس در
انجام وظایف محوله در امورات تخصصی مختلف دارای وسع و توان و
بضاعتی است که به میزان آن وسع وتوان بایدمسئولیت پذیرباشند
بنابراین تعهد و تخصص و تقوی از ارکان اصلی مسئولیت پذیری در جامعه
به حساب می آید،از این رو چنین بحثی که یک بحث منطقه ای است
شاید موضوعیت نداشته باشد .
اما از آنجا که گیلانیها بعنوان انسانهای خلاق ، با استعداد ،
توانمند و نواندیش در جامعه ایرانی بحساب می آیند و یا بهتربگویم
به لحاظ تعهدوتخصص وتقوا نسبت به افراد سایر استانهای کشور زبانزد
هستند شاید پرداختن به این بحث موضوعیت داشته باشد .
هر چند سئوال ، یک سئوال ساده است اما پیچیدگی های خاص خود را دارد
ابتدا باید گفت میزان حضور افراد شایسته هر استان در عرصه تصمیم
سازی و تصمیم گیری دولت،
بستگی به میزان تعهدات
تعریف شده و میزان پیگیری ، تلاش و خواست بزرگان تاثیرگذار حکومتی
آن استان دارد .
خوشبختانه از این منظر استان گیلان نسبت به سایر استانهای کشور
دارای شخصیت های وارسته و مبارزی همچون مرحوم
آیت الله
لاهوتی است که سابقه
مبارزه و شکنجه هایی
که ایشان در جریان
مبارزه علیه رژیم
پهلوی در
زندانهای شاه تحمل کرده بودبارها توسط حضرت امام(ره) به زبان آورده
شده است و یا بزرگانی همچون مرحوم ربانی املشی ونمایندگان
ادوارمجلس خبرگان رهبری که همگی مورد توجه رهبر انقلاب و بنیانگذار
جمهوری اسلامی ایران بوده اند .
اگرهریک ازآن عزیزان می خواستند ویا پیگیری و تلاش می کردند می
توانستند فرزندان شایسته گیلانی را در عرصه مدیریت کشورجای بدهند
امابهردلیلی درعمل چنین نشدواین حضور در عرصه مدیریت کشور کم رنگ
یا بهتر بگویم بی رنگ ماند .
اما بر عکس بزرگان
استانهای اصفهان و آذربایجان از این فرصت به نحو شایسته استفاده
کردند و توانستند در ابتدای شکل گیری دولت درنظام جمهوری اسلامی
ایران تعدادزیادی از نیروهای هم استانی خود را در عرصه مدیریت کشور
وارد کنند به عنوان
مثال می
توانم از تلاش های آیت الله
طاهری
نماینده محترم
ولی فقیه در استان اصفهان
و
امام جمعه این شهر یاد کنم ، که ایشان قبل از بسته شدن لیست کابینه
هر دولت از اصفهان به تهران می آمدند و تا چندنفر از فرزندان
اصفهان را در دولت جای نمی دادند از تهران خارج نمی شدند برای
ایشان هم فرقی نمی کرد این فردچپ باشندیاراست وبه قول امروزی ها
اصلاح طلب باشد یا اصولگرا ، آنچه مهم بود این بود که چند وزیر
اصفهانی درکابینه دولت داشته باشندواین حرکت بودکه امروز می بینید
اصفهانی ها از فدراسیون فوتبال گرفته تاسفرای ایران و جهان و
سازمانها و وزارتخانه ها حضور پررنگی دارند ، این حضور همه و همه
بخاطر توانایی آنان نیست ، بلکه بر اساس رابطه و تلاش بزرگان آن
استان ها است . زیرا گیلانیها از نظر شایستگی و تعهد چیزی کمتراز
آنان ندارند .
پر واضح است هر وزیر ، پست های مدیریتی فراوان در سطح
کشور و
وزارتخانه خود دارند
و می توانند از وجود همشهریهای خود در ساختار سازمانی تحت امرش از
وجود آنان بهره مند شوند .
از آنجا که این توفیق برای
بچه ها ی گیلان حاصل نگردیده
است ، بدیهی است حضور این عزیزان در عرصه مدیریت کشور کم تعداد
باشند .
حالا چرا ما نتوانستیم با داشتن سرمایه بزرگی از شخصیت های مبارز و
سیاسی در استان گیلان ، چند وزیر در کابینه داشته
باشیم
دلایل دیگری هم دارد .
هر چند با عنایت شخص جناب
آقای خاتمی این طلسم در دولت دوم ایشان شکسته شد ، و جناب آقای
مهندس علی صوفی را به عنوان وزیر تعاون به مجلس معرفی کردند .
ولیکن ازمهم ترین دلیل کم تعدادبودن گیلانیها درعرصه مدیریتی
کشوررا اختلاف نظر شکننده ابتدای دهه اول انقلاب بین جناحها
وگروههای سیاسی و شخصیتهای بارز استان گیلان می دانم .درگیری
مسایل تخریبی،به حدی بودکه امکان ورودهیچیک ازطرفداران طرفین در
عرصه مدیریت کشور وجود نداشت واگر استثنایی اتفاق می افتد و یک
گیلانی بکار گرفته می شد بخاطر عدم سکونت
او در استان گیلان و یا از چشمهای جناحین ، مخفی بوده اند .
بنابراین این درگیری هابه مقامات تصمیم گیرنده کشورفرصت می داد تا
مدیرانی غیربومی در سطح عالی ومیانی به استان گیلان اعزام کنندوعدم
آشنایی آن مدیران ازمنابع انسانی گیلان ومحرومیت های استان موجب
گردید در دو دهه بعد از انقلاب ، از یک طرف گیلانیها در عرصه
مدیریتی کشور حضور پیدا نکنند و از طرف دیگر استان گیلان همچنان در
توسعه نیافتگی باقی بماند .
موضوعات مختلف در این خصوص آنقدر فراوان است که نقل
همه مسایل آن در این نوشتار نمی گنجد و طرح آن ، آسوده شبی
خواهد و خوش مهتابی .
برای جبران مافات بنظر می آید وقت آن رسیده باشد که
نیروهای انقلاب
وفادار به اندیشه امام (
ره ) و انقلاب اسلامی باهرسلیقه ای اعم از اصولگرایی و اصلاح
طلبی،تنگ نظری را کنار گذاشته و از فرصت ها برای ارتقاء منابع
انسانی گیلان وتوسعه یافتگی استان گیلان استفاده نموده و بجای
تقابل، تعامل و بجای خشونت تساهل راپیشه خودکرده تا شاهدگیلانی
باشیم که علاوه بر سرسبزی جغرافیایی دارای نیروهای تصمیم ساز و
تصمیم گیر در عرصه مدیریت کشور
و همچنین دارای زیرساخت های عمرانی ، اقتصادی ، رفاهی و گردشگری
سبز سبز سبز داشته باشیم .
احمد رمضانپور نرگسی
نماینده دوره های پنجم و ششم رشت
در مجلس شورای اسلامی
|