آخرین نطق قبل از دستور جناب آقای رمضانپور نرگسی

نماینده مردم شریف رشت

در آخرین روز مجلس ششم

چهارشنبه مورخ 6/3/83

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شنیدستم که هر کوکب جهانی است

جداگانه زمین و آسمانی است

زمین در گردش این چرخ مینا

چو خشخاشی بود بر روی دریا

تو خود بنگر کزین خشخاش چندی

سزد تا بر غرور خود بخندی

 

 

 

  خداوند متعال را سپاس می گویم و بر آستان رحمتش پیشانی نیاز می سایم که: همواره زندگیم با توکل به حضرتش و توسل به ائمه معصومین علیهم السلام و تکیه به مردم بوده وبه قدر معرفتی که اندوختم راه شریعت را پیش رو قرار دادم و اکنون نیز که با مردم سخن می گویم خدا را به سبب رحمت واسعه اش شکرگزارم.

ملت آگاه ایران، امروز که لحظه های واپسین حیات مجلس ششم رو به پایان می نهد، و با مجال اندکی که فراهم آمده است، تنها می توانم به فرازهایی از اتفاقات و عملکردهایی، اشاره کوتاه و گذرا داشته باشم. مجلس ششم یکی از ادوار پر التهابی بود که اکثر نمایندگان آن به سبب وجود حساسیت های داخلی و خارجی و وجود نارسایی ها در بخشهای مختلف کشور به حکم وظیفه می بایست، تدابیر لازم را جهت حقوق شهروندی ملت بزرگ ایران اتخاذ می کردند.

طبیعی بود ورود به این مقولات مهم، بروز نارضایتی جمعیتی را هم، در پی داشته باشد، و به مذاق آنان خوش نیاید، در این حالت مقاومتهای آشکار و پنهان برای توقف جریان رسیدگی به طرحها و لوایح مصوب، نمایان می شد.
و چنانکه دیدیم از سوی اندک افرادی خودسر، به تجمعات قانونی هجوم بردند یا نمایندگان ملت را متهم به همکاری با عوامل بیگانه معرفی کردند، بطوریکه سناریوهای از پیش تدارک شده یکی پس از دیگری برملا شد، هتک و حرمت تا آنجا بالا گرفت که بهترین یاران وفادار امام را آزرده و یا به زندان افکندند، وزیران کابینه دولت اصلاحات را دور از هر انضباط سیاسی و فرهنگی مورد ضرب وشتم قرار دادند.

یا عمده ترین رسانه های ملی و تریبونهای جناح سیاسی خاص، به بزرگ نمایی مطالباتی پرداختند که: عدم تحقق آن ربطی به دولت و مجلس اصلاحات نداشت، آنان فقر و بیکاری دو دهه بعد از انقلاب، را به گردن دولت دوم خرداد انداختند و ده ها مورد کوچک و بزرگ دیگر، که از مجموعه آن، سدی برای مجلس اصلاحات ساختند که نتواند به شایستگی، وظایف خویش را به پایان ببرد، و سرانجام بگویند که: مجلس اصلاحات در انجام رسالت خویش ناتوان بوده است.

در هر صورت سلیقه های سازمان یافته اینگونه شد که طیف وسیعی از نمایندگان و کاندیداهای اصلاح طلب را بعنوان آخرین چاره کار رد صلاحیت نمایند و آن، شود که: میزان مشارکت مردم در انتخابات به حداقل کاهش یابد و همچنان شکاف ملت و حکومت باقی بماند.

... و اما بعد، اینجانب در یک خانواده مذهبی و کشاورز در روستای نرگستان از توابع شهرستان صومعه سرا بدنیا آمدم. خواندن قرآن را از مادر مرحومم یاد گرفتم، از دوران نوجوانی و جوانی با اندیشه زنده یاد دکتر شریعتی، علامه شهید مرتضی مطهری انس گرفته و مبارزه با حاکمان ظلم و جور را از امام راحل و مکتب حیات بخش اسلام و منادیان اصلی آن یاد گرفتم و همواره خود را متعلق به نظام و انقلاب و انقلاب و نظام را متعلق به خود دانسته و می دانم.

و امروز با افتخار می گویم که وامدار و منت دار هیچ وزیر و وزارتخانه ای نیستم و نیز همواره خود را مدیون فداکاری آحاد مردم برای نظام و انقلاب اسلامی می دانم.

بهرحال این شور و شعور و مبارزه، به من آموخت که چگونه باید با رژیم شاه مبارزه کرد و چگونه باید در تثبیت انقلاب و در دفاع از میهن اسلامی و حفظ تمامیت ارضی، در جبهه ها همت گماشت و یا چگونه باید در خدمت مردم و نظام بود.

تا آنجا که یادم هست از قبل از بلوغ شرعی مقید به انجام احکام اسلام و نماز و روزه بوده ام و خداوند سبحان را شاهد می گیرم در طول دو دوره نمایندگی خود، حتی یک روز بدون تلاوت قرآن پا به صحن علنی مجلس شورای اسلامی نگذاشته ام.

در سخنرانیها و مصاحبه های خود، همواره قانون اساسی و مسئولان نظام ایران اسلامی را بهترین قانون و بهترین خدمتگزاران دنیا معرفی کرده ام.

چگونه است با 25 سال سابقه کار اجرائی و سیاسی در بعد از پیروزی انقلاب و دو دوره تجربه قانونگذاری، بعلت عدم التزام به نظام و اسلام، ولایت و قانون اساسی توسط شورای نگهبان برای شرکت در انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی رد صلاحیت می شوم و متأسفانه تاکنون علیرغم درخواست های مکرر هنوز مستندات رد صلاحیتم را اعلام نکرده اند.

صاحبان سلایق یک سونگر، که در پرده پندار خویش اصالت عمل مبتنی بر تکلیف دلسوختگان نظان را نفی
می کنند بدانند، به سبب اتخاذ چنین روشی باید در پیشگاه عدالت حق و برابر وجدانهای بیدار، شرمنده و پاسخگو باشند.

بهرحال باید نقاب تحجر و خودگرایی و نفس پروری را از چهره خود بیافکنیم، و نباید با کشیدن دیوار حاشا، پیرامون خود را متوقف نمائیم، زیرا دنیای کنونی با تحولات شگفت فن آوری، مجالی برای انسداد سیاسی و فرهنگی بدست نمی دهد از طرفی مردم ما، هم، به بلوغ سیاسی رسیده اند و هم، نبوغ استنتاج دارند و برای همیشه نمی توان آنان را وادار کرد که با یک تفکر خاص همراه باشند.

در هر صورت اعتقاد دارم سینه سرخ تاریخ مأمن صادقی است برای ثبت و ضبط وقایع و عملکرد انسانهایی که همه وجودشان سرشار از عشق به مردم و شوق خدمت به آنان است و اینجاست که می گویم: و کفی بالله وکیلا و کفی بالله شهیدا.

لازم می دانم از دولت و مجلس اصلاحات بلحاظ تأمین اعتبار لازم برای انجام طرحها و پروژه های عمرانی استان گیلان تقدیر و تشکر نمایم.

متأسفانه بعلت کمبود وقت مجال شرح آن نیست، انشاء الله کتابی که در این خصوص تدوین گردیده و به استحضار مردم شریف گیلان و موکلینم در شهرستان رشت خواهم رساند.

در پایان با تجدید احترام واردات، به ریاست محترم مجلس، همکاران گرامی، کارکنان و کارمندان صدیق و زحمتکش همه واحدها و ادارات تابعه مجلس شورای اسلامی، رئیس جمهور محترم، اعضای محترم دولت و کارکنان محترم همه دستگاهها، سازمانها و نهادهای انقلاب اسلامی کشور و استان گیلان اعم از کشوری و لشکری و مردم بزرگوار ایران، خاصه موکلین صبور و آگاه حوزه انتخابیه ام شهرستان رشت.

بدینوسیله از همه طلب حلالیت نموده و اگر قصور و تسامحش در ایفای وظیفه سنگین نمایندگی مشهود افتاده، به بزرگواری خود، بدیده اغماض نگریسته، و بر من ببخشایند. /ت

 احمد رمضانپور نرگسی

6/3/83

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------