|
آیا خاتمی باید می آمد ؟
بسم الله
الرحمن الرحیم
لازم می دانم از جنابعالی وهمکاران خوب شما در روزنامه وزین خزر که
همواره برای تنویر افکار عمومی تلاش می کنید ، تقدیر و تشکر نمایم
.
و قبل از پاسخ به سئوال ابتدا مقدمه ای را عرض کنم سپس به اصل
موضوع خواهیم پرداخت .
خداوندسبحان در قرآن شریف می فرماید سرنوشت هیچ قومی تغییر نمی کند
مگر آنکه آن قوم ، خودسان سرنوشت خود راتغییر دهند.لذا براساس
قانون اساسی ایران برگزاری انتخابات خبرگان رهبری،ریاست جمهوری ،
مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا این فرصت را به
مردم می دهد تا مردم خود ، بر سرنوشت شان حاکمیت داشته باشند .
البته برگزاری
انتخابات آزاد ، در چارچوب
قانون اساسی نیز
یکی از مؤلفه های
بزرگ حضور مردم
و حاکمیت آنان بر سرنوشت شان است.ازاین روعاملان نظارتی
واجرایی برگزاری انتخابات بنا به حکم قانون و گفتار صریح حضرت امام
( ره ) می بایست بی طرفی کامل خودشان رادرانتخابات حفظ کنند تا
مردم در انتخابات حضور پررنگی داشته باشند . به یقیین چنین
انتخاباتی مشروعیت جمهوری اسلامی را استحکام می بخشدو در این شرایط
است که توطئه های داخلی و خارجی نمی تواند به ساختار نظام جمهوری
اسلامی خدشه ای وارد نماید . بنابراین هیچیک از عاملان اجرایی و
نظارتی حق ندارند در انتخابات به نفع جناح خاصی دخالت کنند و
احیانا آرای مردم را مخدوش نمایند زیرا این امر آسیب بزرگی به
پیکره نظام جمهوری اسلامی ایران وارد خواهد نمود .
اما از اینکه می پرسید آیا آقای خاتمی در دوره دهم انتخابات ریاست
جمهوری باید کاندیدا می شد ، عرض می کنم بلی حتمابایدمی آمدزیرا
آقای خاتمی کاریزمایی ریاست جمهوری اسلامی ایران راداراست
وآحادمردم خاصه جوانان به ایشان علاقمند
هستند و از
طرف دیگر علیرغم اینکه در زمان دولت ایشان ، رسانه های
زنجیره ای
محافظه کاران و اصولگرایان
نسبت به عملکرد
دولت و مجلس
اصلاحات سیاه نمایی
و کار شکنی می کردند ولی بلحاظ امور اقتصادی و اجتماعی کارنامه
بسیار خوبی از خود بجا
گذاشته است و خوشبختانه امروز مردم ایران به این نتیجه
رسیده اند در زمان دولت ایشان از نظر وضعیت معیشتی و رونق اقتصادی
خیلی راحت تر از دولت فعلی بودند .
و مردم خیلی خوب می دانند که مجموع درآمد نفتی 16 ساله دولت های
آقایان هاشمی و خاتمی با همه گرفتاری های بازسازی مناطق جنگی ،
اسکان مهاجران ، مبارزه با خشکسالی و بازسازی مناطق زلزله زده
حدود283 میلیارد دلار و در دولت آقای احمدی نژاد بالغ بر 250
میلیارد دلار بوده است .
غیرازبحث معیشتی وعدم تحقق شعارهای انتخاباتی مبنی برآوردن پول نفت
ازسفره مردم ، مسایل اجتماعی و فرهنگی دولت اصلاحات با دولت
اصولگرا نیز قابل مقایسه نیست
زیرا در دولت آقای احمدی نژاد فرهنگ خرافه ترویج گردیده است که حتی
مراجع بزرگ تقلیدهم به این امور اعتراض کردند ، در حالیکه علیرغم
تهیه فیلم عصر عاشورا (پروژه محرم ) توسط جریان راست حاکم و همه
نوع سیاه نمایی ها علیه آقای خاتمی که نشان دهند ایشان به معیارهای
ارزشی و اسلامی پایبند نیست ، هیچگاه اعتراض مراجع تقلید را در
دولت آقای خاتمی بهمراه نداشت .
بلحاظ سیاست خارجی نیز آقای خاتمی سیاست تنش زدایی را در کشورهای
جهان با طرح گفتگوی تمدن ها وتصویب آن در سازمان ملل تثبیت کرد ،و
این طرح باعث شد موشک های آمریکا و انگلیس و ... که به سمت ایران
نشانه گرفته شده بود با
حماسه دوم خرداد و سیاست تنش زدایی آقای خاتمی از سمت
ایران به سوی افغانستان
و عراق
شلیک
شود
و امروز به روشنی
فاجعه های 2 منطقه و
جنایت های آنان را در افغانستان و عراق
می بینید ، متاسفانه با روی کار آمدن دولت اصولگرا ، نه تنها سیاست
تنش زدایی آقای خاتمی ادامه پیدا نکرد بلکه این
سیاست باطرح مسائلی سبک همچون هولوکاست و..به تنش زایی تبدیل شدوحاصل
5/3 سال سیاست خارجی دولت محافظه کاران راست حاکم
جز3 قطعنامه خفت بار و
تحریم مردم ایران
هیچ چیز دیگری را بهمراه
نداشته است . خوب است
بدانیم
بر اثر سیاست اعتماد
سازی آقای خاتمی
با کشورهای دنیا ، در طول
8 سال دولت اصلاحات فقط
در مناطق پارس جنوبی و
عسلویه بالغ
بر5 /48
میلیارد دلار توسط
شرکت های بزرگ دنیا
سرمایه گذاری گردیده است
در حالیکه در طول دولت
فعلی این
رقم حتی به یک
میلیارد دلار هم نرسیده
است وبهتربگویم باعملکرداین دولت بعضا موجب فراری شرکت های سرمایه
گذار در مناطق یاد شده نیزشده است .
خوب،مردم کشور ودنیا را می بینند و به این نتیجه می رسند که ردای
ریاست جمهوری بر قامت آقای خاتمی دراین دوره برازنده تراست،استقبال
مردم،دانشجویان و جوانان درنمایشگاه بین المللی کتاب که این
استقبال کم نظیر منجربه نیمه تمام گذاشتن این بازدیدتوسط آقای
خاتمی گردید و یا استقبال بی سابقه مردم شیراز ، یاسوج و
بوشهر در سفر اخیر آقای
خاتمی به آن مناطق ، که هیچکدام آنان نامه ای ، هم در دست نداشتند
، بیانگر علاقه درونی مردم به اصلاحات و آقای خاتمی است .
در پاسخ بند آخر سئوال اول شما که آیا خاتمی باید می آمد ؟ چرا؟
علیرغم توضیحات بالا فهرست وار و بدون رعایت تقدم و تاخر موضوع
دلایل به صحنه آمدن آقای خاتمی را بشرح زیر به استحضار می رسانم :
1 – اعتبار و محبوبیت ایشان در بین آحاد جامعه خاصه بین قشر جوان
دختر و پسر و هنرمندان .
2 – صداقت در گفتار بجای دروغگویی و عوامفریبی .
3 – چهره مردمی بودن ایشان در بین توده مردم .
4 – اعتقادبه اندیشه باز سیاسی،اجتماعی،مذهبی ، فرهنگی و نیز
اعتقاد به اصل دموکراسی، آزادی ورعایت حقوق انسانها و حفظ حرمت
مردم در امور زندگی آنان .
5 – عدم آلودگی خود ، خانواده و یاران نزدیک ایشان به مسایل مالی و
...
6 – سیادت و شخصیت کاریزمائی آقای سید محمد خاتمی در بین آحاد مردم
ایران .
7 – دارای دیدگاه واندیشه تنش زدایی درامورسیاسی وتعامل باکشورهای
جهان درجهت حفظ اصول انقلاب و منافع ملی و رفع تهدیدهای دشمن و
تبدیل آن به فرصت .
8 – مقبولیت داخلی و بین المللی،بطور نمونه استقبال وسیع مردم
ازایشان درجریان بازدیدازنمایشگاه کتاب در تهران که منجر به نیمه
کاره شدن بازدیدوی انجامیدویاحضورگسترده دانشجویان در25آذرماه سال
جاری در دانشگاه تهران علیرغم کارشکنی های گروه های مخالف ویا حضور
بی نظیر شخصیتها و مقامات عالیرتبه
جهانی ، بنا به دعوت آقای سید محمد خاتمی درنشست گفتگوی
تمدن ها درایران همانند حضور آقای کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان
ملل و رئیس جمهور و نخست وزیرچندکشور بزرگ جهان.البته بایدگفت
حضورچنین هیات عالیرتبه جهانی در30 سال گذشته به ایران کم نظیر
بوده است .
9 – دیدگاه ویژه فرهنگی وطرح گفتگوی تمدن هاوجهانی شدن این دیدگاه
درسال 2001 میلادی ازسوی مجمع عمومی سازمان ملل .
10 – سیاست توسعه سیاسی همه جانبه وموفقیت سیاسی توسعه اقتصادی
درکشوراز قبیل کنترل حجم نقدینگی ، تورم و رشد نرخ سرمایه گذاری و
...
11 – ایجاد انگیزه سرمایه گذاری برای جذب سرمایه گذاران داخلی و
خارجی .
حسب آمار از ابتدای
پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان دولت حضرت
آیت الله
هاشمی کمتر از یک میلیارد دلار از سوی سرمایه گذاران خارجی
درکشورسرمایه گذاری شده بودولیکن دردوران8ساله دولت اصلاحات آقای
سیدمحمد خاتمی بالغ بر5/48 میلیارد دلار فقط در عسلویه و پارس
جنوبی توسط سرمایه گذاران
داخلی و
خارجی سرمایه گذاری شده است و افتتاح بعضی از فازهای
پارس جنوبی در سال گذشته و جاری مدیون
این سرمایه
گذاری کلان توسط
دولت اصلاحات
می باشد .
12 –عدم قبول پروژه های غیرکارشناسی شده درسفرهای استانی وپذیرش
پروژه های جدیدبراساس ماده61 قانون برنامه سوم توسعه(یعنی
پروژه هائیکه
دارای توجیه اقتصادی و فنی باشد)درعوض کم کردن عمر بیش از 9 هزار
پروژه عمرانی ملی و استانی نیمه تمام کشور با تزریق بودجه به این
پروژه ها بجای قبول پروژه های جدید .
13 –توجه آقای سیدمحمدخاتمی به قشرحقوق بگیران وشاغلین
کشورباافزایش ضریب حقوق کلیه کارکنان دولتی کشور تا سقف 2 برابر و
بر اساس افزایش نرخ تورم سالانه .
14 –توجه ویژه واستثنایی به بازنشستگان کشوربه عنوان ذخیره های
نظام با اجرای طرح پرداخت پاداش خدمت به کلیه کارکنان دولتی پس از
صدور احکام بازنشستگی .
اما در پاسخ به
سئوال دوم اگر منظور
اینستکه آقای خاتمی شخصا قادر
به احیاگری اصلاحات در جمهوری اسلامی ایران باشد ، عرض می کنم خیر
.
ولی اگرمنظور تان این است که ایشان تفکراحیاگری اصلاحات
داردوقادراست با کمک مردم اصلاحات را در کشور نهادینه نمایدعرض می
کنم بلی ، زیرا آقای خاتمی دارای اندیشه بزرگ اسلامی است و شخصا
پایبند به آموزه های دینی ومکتب ارزشمند اسلام است ،مکتبی که همه
ارزشهای انسانی و اسلامی را داراست و آقای خاتمی سیاست ، جامعه
مدنی و مردم سالاری را در درون دین و این مکتب جستجو می کند و
مخالف با عوامفریبی
و امور خرافه است و خوشبختانه ایشان در ماههای آذرودی ماه سالجاری
در4 جلسه در جمع اعضای مجمع عمومی بنیاد باران که اینجانب نیز حضور
داشتم ،مبانی اصلاحات را تبیین کرده است که عزیزان را ارجاع می دهم
به سایت بنیاد باران به آدرس
WWW.BARAN.ORG.IR
تا مبانی اصلاحات را از دیدگاه آقای خاتمی ملاحظه نمایند .
احمد رمضانپور نرگسی
نماینده دوره های پنجم و ششم رشت در
مجلس شورای اسلامی
|